با نزدیک شدن انتخابات شورای شهر و روستا یادداشتی را تهیه کردم که در دو بخش ارائه می شود.جهت آشنایی شهروندان عزیز مطالب بخش اول از سایت های مختلفی گردآوری شده است و بخش دوم پرسش هایی است که ذهن نگارنده را به خود مشغول کرده است:
بخش اول :سیر مدیریت شهری در ا یران
فعالیتهای شهرداری را به شکل نوین بیتردید باید مربوط به دوره بعد از مشروطیت دانست. این دوران با تصویب قانون بلدیه در دوره اول مجلس شورای ملی به سال 1286 هـ.ش، آغاز گردید. نخستین شهرداریی که براساس قانون جدید تأسیس شد، شهرداری تهران بود که با تشکیلات جدید در همان سال (1286) تقریباً بلافاصله پس از تصویب قانون پایهگذاری شد و با تشکیلات جدید آغاز به کار کرد. پس از آن تا سال 1304، یعنی آغاز سلطنت پهلوی اول، مجموعاً 16 شهرداری ایران تأسیس شد.
قانون بلدیه (1286 هـ . ش.) با عدم موفقیت روبهرو شد. برخی از بخشهای آن به طور کلی به مرحله اجرا در نیامد و برخی دیگر به صورتی ناقص تحقق پیدا کرد و با مشکلاتی روبه رو شد. علت آن بود که نه مردم و نه دولت، هیچ یک از آمادگی لازم برای تحقق این قانون برخوردار نبودند. همراه و مقارن با تصویب قانون بلدیه سال 1286 هـ . ش . قوانین دیگری نیز به تصویب رسید: ابتدا قانون انجمنهای ایالتی و سپس قانون تشکیل ایالات و ولایات و دستورالعمل حکام. اما دلایلی چند جریان عادی و تکامل تدریجی حرکت به سوی شکلگیری نظام دموکراتیک را متوقف کرد یا با مشکلات فراوان مواجه ساخت.
در دوره سلطنت رضاخان، تأسیس شهرداریها تسریع یافت، به طوری که تا پایان سلطنت وی، بالغ بر 136 شهرداری تأسیس شد. شهرداریها در این دوره ، سازمانی کاملاً دولتی بودند. در سال 1309 ، قانون بلدیه لغو شد و قانون جدیدی تصویب شد که به موجب آن تأکید بر وابستگی انحصاری شهرداریها از حیث مالی و به تبع آن اداری و اجرایی به دولت و بودجه ملی ـ دولتی بود.
در دوران سلطنت پهلوی دوم نیز تغییراتی در قوانین اداره شهرها به وجود آمد. در سال 1328 قانون جدیدی تصویب شد که در شرایط تعیین شهردار، حقوق و مزایای او و همچنین واگذاری برخی اختیارات تازه به انجمنهای شهر تغییراتی ایجاد شده بود . در سال 1331 در لایحه الحاقی به قانون سال 1328، اختیارات انجمنهای شهر و قدرت مردم افزایش یافت.
از سال 1332 به بعد، بنا به دلایل سیاسی، تغییراتی در قانون سال 1331 ایجاد شد که در نهایت منجر به کاهش قدرت مردم شد. علاوه بر این، در دوران قبل از انقلاب، دو قانون نوسازی و عمران شهری و تأسیس شورایعالی شهرسازی و معماری ایران تصویب شد که به موجب ماده 7 قانون اخیر، شهرداریها مکلف به اجرای مصوبات این شورا بودند.
در زمان قبل از انقلاب، در بسیاری از شهرهای ایران از جمله تهران، انجمن شهر تشکیل شد، لکن چون اعضای این انجمنها بیشتر از طبقات ذی نفوذ و یا کسانی بودند که دولت و رژیم گذشته به آنان اعتماد داشت، این انجمنها نتوانستند منشأ اقدامات مؤثری شوند. شهرداران در واقع مدیر مطلقالعنان شهر بودند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به تغییر بنیادین نظام سیاسی کشور، بر اداره شورایی کشور (در سطوح مختلف کشوری، استانی، شهری و روستایی) در قانون اساسی تأکید ویژهای شده، بهطوری که یک فصل از قانون اساسی به شوراها اختصاص یافته است.
مطابق اصل 100 قانون اساسی (برای پیشبرد سریع برنامه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی) و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم با توجه به مقتضیات محلی اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورایی به نام شورای ده، بخش، شهر، شهرستان یا استان صورت میگیرد که اعضای آن را مردم همان محل انتخاب میکنند.
در سطح شوراها، شورای اسلامی شهر جایگزین انجمن شهر شد و وظایفی که بر عهده این انجمن بود، برعهده شورای اسلامی واگذار گردید. براساس لایحه (تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخابات شهرداران)، انتخاب شهردار بر عهده شورای اسلامی شهر و صدور حکم آن در شهرهای با جمعیت کمتر از دویست هزار نفر برعهده استاندار و در شهرهای بزرگتر برعهده وزیر کشور گذارده شد. مسایل و مشکلات ناشی از جنگ تحمیلی هشت ساله مانع از تحقق شورای اسلامی شهر گردید.
در سال 1375 ( قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران) به تصویب مجلس شورای اسلامی و سپس تأیید شورای نگهبان رسید و در تاریخ 11/4/75 برای اجرا از طرف رئیس جمهور به وزارت کشور ابلاغ شده است.
این قانون دارای پنج فصل و نود و چهار ماده و پنجاه و یک تبصره می باشد. فصل اول این قانون تشکیلات شوراها را مورد بررسی قرار میدهد. فصل دوم درخصوص انتخابات (شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان)، و فصل سوم درخصوص وظایف شوراها (برحسب سطح تشکیلاتی در روستا، بخش و شهر) می باشد. فصل چهارم درخصوص رسیدگی به تخلفات است، و بالاخره فصل پنجم سایر مقررات را مورد بررسی قرار میدهد.
در مجموع، در فاصله سالهای 1358 تا سال 1375، تعداد 167 شهرداری جدید در کشور تأسیس شده است. در سال 1375 تعداد شهرداریهای کشور به 650 شهرداری رسید. تحولات مهم این دوره کاهش حمایتهای مالی دولت از شهرداریها می باشد، به طوری که شهرداریها مجبور به اتکا به منابع داخلی شده اند.
اهداف مدیریت شهری در ایران
در ایران منابع مختلفی اهداف مدیریت شهری را تعیین میکنند که عمدهترین آنها عبارتند از: قانون شهرداریها، برنامه های توسعه اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی کشور و طرحهای توسعه شهری.
در قانون شهرداریها سه دسته از اهداف قابل استخراج است که عبارتند از:
1.تأمین و ارائه خدمات شهری.
2.عمران شهری و ایجاد و تجهیز امکانات لازم برای مقابله با مسایل شهری. در طرحهای توسعه شهری عمدتاً به بعد کالبدی توسعه شهر پرداخته شده است.
3.توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور (78-1374) به اهدافی چون توسعه اندیشیده شهرها، بهبود وضعیت آب، سوق دادن شهرداریها به سمت خودکفایی با ایجاد شوراهای اسلامی، اداره اقتصادی واحدهای ارائه کننده خدمات شهری، بهبود تأسیسات جمعآوری و دفع فاضلاب، بهبود امور حمل و نقل و ترافیک، افزایش ایمنی شهرها، بهسازی نوسازی و بازسازی بافتهای باارزش، گسترش تحقیقات شهری، بهبود شرایط زیست محیطی و جلوگیری از تخریب فضای سبز شهری و امثال آن اشاره کرد.
مدیریت شهری
مدیریت یعنی کار کردن با افراد و گروهها برای رسیدن به مقاصد سازمان. وظایف مدیریت عبارتند از برنامهریزی، سازماندهی، نظارت و انگیزش. تمامی این وظایف برای مدیریت شهری نیز متصور است. مدیریت شهری باید برای شهر برنامهریزی کند، فعالیتهای شهر را سازمان دهد، بر فعالیتهای انجام شده نظارت کند، حتی برای انجام بهینه امور، انگیزش لازم را در سازمان مدیریت شهری و سایر سازمانها و شهروندان ایجاد نماید. به نقل از پاولهوس و کنت ایچ بلانچارد: معمولاً مدیریت شهری به عنوان زیر مجموعهای از حکومت محلی تعریف شده و شهرداری خوانده می شود. همچنین مدیریت شهری به مثابه نظامی است که دارای ورودیها و خروجیهای مشخصی باشد.
الگوهای اداره شهر در کشورهای خارجی
نظام مدیریت شهری در کشورهای مختلف از شیوه های متفاوتی پیروی می کند. در آمریکا و به طرز مشابهی در انگلستان، آلمان، فرانسه و کشورهای اسکاندیناوی، سه الگوی مدیریتی وجود دارد :
الگوی شهردار ـ شورا :
در این الگو کارگزاران شهر (شهردار ، شورای شهر و غیره) با رأی مستقیم مردم به سمتهای خود برگزیده می شوند و کارگزاران سازمانهای مختلف شهرداری نیز از جانب شهردار یا شورای شهر منصوب می شوند. این الگو در واقع همان الگوی شهردار ضعیف است.
الگوی کمیسیونی هیئتها و کمیسیونرها:
در این الگو اعضای هیئتها و کمیسیونهای مختلف شهر را مردم مستقیماً انتخاب می کنند و اینان تمام امور مدیریت شهری را خود به عهده میگیرند و انتصاب مدیران سازمانهای مختلف شهرداری از جانب ایشان صورت میگیرد. اعضای هیئتها ممکن است یکی را از میان خود به عنوان شهردار انتخاب کنند، ولی به سبب این سمت از حقوق و اختیارات بیشتری برخوردار نمی شود، حتی اگر شهردار مستقیماً با رأی مردم انتخاب شود، مقامی تشریفاتی دارد و ممکن است فقط مسئولیت امور عمومی را به عهده گیرد.
الگوی مدیر شهر (شورا ـ مدیرشهر):
در این الگو مردم اعضای شورای شهر را انتخاب میکنند و اعضای شورای شهر مدیری را برای اداره امور شهر به استخدام شهر در میآورند. در اینجا، قدرت اصلی در اختیار اعضای انجمن شهر است و شهردار ممکن است (با انتخاب مردم) وجود داشته باشد. در این صورت نیز، مانند الگوی شهردار ضعیف، نقش وی بیشتر تشریفاتی و نظارت عالیه است. و یا ممکن است شهردار وجود نداشته باشد و مدیر شهر کلیه اقدامات اجرایی را که معمولاً شهرداران به عهده میگیرند، انجام دهد.
بخش دوم:
آیا شهروندان نورآباد از وظایف و اهداف شورای شهر آگاه هستند؟آیا آنها فلسفه وجودی شورای شهر را می دانند؟آیا آنها شورای شهر را همانند مجلس تصور می کنند؟آیا خواسته های شهروندان نورآباد از شورای شهر همانند نمایندگان مجلس است؟آیا شهروندان نورآباد با دیدگاه طایفه ای و قبیله ای به پای صندوق های رای می روند؟آیا آنها به دموکراسی اعتقاد دارند؟آیا شرایط یک جامعه مدنی را می دانند؟آیا در جامعه مدنی طایفه حرف اول را می زند؟آیا طوایف با جمعیت کم باید از بین بروند؟آیا آنها شایسته نیستند؟آیا نظام شایسته سالاری حاکم است؟آیا اعضاء منتخب شورا به صلاح و منافع شهر می اندیشند یا به صلاح و منافع طایفه؟آیا اعضاء منتخب شورای شهر با مفاهیم شهر آشنا هستند؟آیا آنها می دانند توسعه شهری چیست؟آیا می دانند مدیریت و اداره شهر چگونه است؟آیا می دانند فلسفه وجودی شورای شهر چیست؟آیا قبل از انتخابات با اهداف و آرمان های شورای شهر آشنا هستند؟آیا شهروندان نورآباد از پاسخگویی و مسئولیت پذیری اعضاء شورا آگاه هستند؟آیا مدیریت مشارکتی در شهر اجرا می شود؟آیا شورای شهر با پیمایش دقیق شهردار را انتخاب می کند؟آیا سلیقه ها در این انتخاب بی تاثیرند؟آیا طایفه در این انتخاب بی تاثیر است؟آیا شهردار انتخابی بهترین گزینه است؟آیا شهردار به طور غیر مستقیم منتخب شهروندان است؟آیا مردم به طور غیر مستقیم شهردار را انتخاب کردند؟آیا شهروندان از ارتباط شورای شهر و شهردار آگاه هستند؟آیا آنها وظایف شهردار را می دانند؟آیا از فرایند انتخاب شهردار آگاه هستند؟آیا شهردار نورباد بدون سوگیری به مدیریت شهر می پردازد؟آیا شهردار در برابر شهروندان پاسخگوست؟آیا فعالیت شورای شهر و شهرداری برای تمامی شهروندان شفاف است؟آیا آنها از کارشناسان خبره در امر توسعه شهری و مدیریت شهری استفاده می کنند؟آیا آنها در برنامه ریزی و مدیریت شهر از سیستم طایفه ای پیروی می کنند؟آیا طایفه بر شهر حاکم است؟آیا مدیریت شهر به دست یک طایفه است؟آیا مردم شهر به یک طایفه رای دادند؟آیا روستاها در انتخاب شورای شهر نقش دارند؟آیا روستاها باید در انتخابات شورای روستا شرکت کنند؟آیا رشد شهری همه جانبه است؟آیا رشد کالبدی شهر همه جانبه است؟آیا توسعه شهری همه جانبه است؟ آیا افراد کاردان به عدالت اجتماعی در شهر توجه می کنند؟آیا برنامه شهر بر اساس عدالت اجتماعی تدوین می شود؟ آیا تمامی قشر ها در نظر گرفته می شوند؟

Tribal Area ,